خلاف انصاف است کسی اربعین را ببیند و به نفع آن قلم نزند. این همه جماعت مشتاق در این فراوانی صحنه های استثنایی، اصلا جایی باقی نمی گذارد که کسی به اربعین شک کند.

حال تعجب است از دگراندیشان وسوسه گری که می کوشند با نق نق های ژورنالیستی، ساحت اربعین را مکدر نشان دهند؛ آن وقتی که این جماعتِ عاشق را به جهل و افراط و اولویت نشناسی و احساس زدگی متهم می کنند. این حرکت، عین عقل و تصویر کاملی از شعور است.

مأموریت شبکه های بیگانه در این رستاخیز، دو چیز است:

نخست آنکه تمام توان و آنتن و ستون های مطبوعاتی شان را به کار می گیرند تا این حادثه جهانی را نبینند – تأکید می شود: نبینند – پس سکوت می کنند، و اهرم های سانسور و بایکوت را به کار می گیرند تا عظمتی منتقل نشود؛ سوژه ای ساخته نشود و به ناگاه یک امر قدسی، در افکار عمومیِ مخاطبِ ناآشنا، برجسته نشود.

دوم آنکه، فراوان و نو به نو، درباره آن شبهه افکنی می کنند و رذالت های معنوی خود را در چارچوب خبرها و واژه پردازی متن ها تزریق می کنند.

اما این تلاش مذبوحانه محکوم به شکست است، بی تردید! حکایت یک نفر و ده نفر که نیست؛ بیست و اندی میلیون نفر، صدها کیلومتر در مسیری به راه افتاده اند که غایتش یک جمله سحرآمیز است: «لبیک یا حسین»؛ و این یعنی مطالبه عدالت، یعنی مبارزه با ظلم، یعنی تنفر از استکبار، یعنی مقاومت در برابر استثمار.

عجیب نیست که این مردم، در هیولای سبک زندگی سودازده مدرن آخرالزمانی، برای روزهایی همه چیز را پشت سر گذاشته اند، روح های خود را جلو انداخته، تن های خود را به تنگنا کشیده اند، تاول پاهای شان را ندید گرفته و از استراحت و غذای خوب و نظافت هر روزه، صرفنظر کرده اند تا شاید در این ارتش جهانی، راهی داشته باشند. حال چطور ممکن است وسوسه خناثان، گردی به دامان این تکاپو بنشاند؟!

اما حداقل یک چیز را بفهمیم و باور کنیم که اتفاقی در حال رخ دادن است؛ همان «به رهبریِ حسین» که فرمودند؛ کسی دارد این جماعت را به حرکتی عظیم وا می دارد. بعید است این راه اندازی مرموز، بی حکمت و بد عاقبت باشد. حتما روزها و سال های آینده اتفاقاتی در این عالم خواهد افتاد. وگرنه «ناخدا»، این کشتی را بی جهت به آب نمی اندازد.

نه اطلاعات آخرالزمانی نیاز است، نه دسترسی به اسناد سیا و موساد و سرویس های جاسوسی؛ حتم داریم که این حرکت، ساختمان هایی را ویران خواهد کرد و سرزمین هایی را در آفاق و انفس، شخم خواهد زد و به کشت عدالت خواهد سپرد. پرونده ظلم در حال ورق خوردن است؛ تاریخ قضاوت خواهد کرد.

| عکس نوشت | شماره ۵۲| سید مهدی سیدی |