اگر به یاد بیاوریم که اجداد عزیز ما در تمام عمرشان حتی یک بار هم شاهد چنین پدیده‌ای نبوده‌اند و این حجم از محصولات یک حوزه خاص را یکجا ندیده‌اند و امکان درک و فهم این کلیت تخصصی یا لااقل اختصاصی را از آن مورد و موضوع نداشته‌اند، آن وقت به اهمیت نمایشگاه‌ها بیشتر پی می‌بریم و قدرشان را بهتر می‌دانیم.

نمایشگاه کتاب یکی از آن پدیده‌های دوست داشتنی و فرهنگ‌ساز است که وجودش برای اهالی کتاب و فرهنگ، غنیمتی لذت‌بخش است. دیدن هزاران عنوان کتاب در شاخه‌های مختلف و تماشا و تورق همه یا بخشی از آنها به تنهایی می‌تواند ذهن‌ و زبان‌های بسیاری را فعال کند و دریچه‌های تازه‌ای از اندیشه و تفکر را برای او بگشاید.

به همین دلیل، حتی اگر کتابی هم نخرید، همین که هزاران عنوان کتاب، صدها نام نویسنده و موضوع تازه به چشم‌تان بخورد و احیانا در دلتان بنشیند، زمینه‌هایی برای اطلاع و ایجاد انس و الفت با فرهنگ مکتوب ایران و جهان فراهم می‌شود. چه خوب است که خانواده‌ها برای تفریح هم که شده، دست بچه‌های کوچک و بزرگ خانواده را بگیرند و چند ساعتی در گلزار اندیشه و احساس چرخ بخورند و چشم و فکر آنها را به عالم دیگری باز کنند و اگر خود چندان به کتابخوانی عادت نکرده‌اند، این عادت فرهنگساز را از نسل آینده دریغ نکنند.

هر کسی می‌تواند با آوردن دوستی کتاب‌نخوان و بی‌مطالعه به نمایشگاه‌ کتاب و احیانا خرید و هدیه یک کتاب خوب و مناسب به او، دین خودش را به فرهنگ سرزمینش ادا کند.

نمایشگاه کتاب تهران، بحق یکی از بهترین و شلوغ‌ترین نمایشگاه‌های کتاب جهان است. کسانی که نمایشگاه‌های کتاب کشورهای ریز و درشت و همسایه‌های ایران را دیده‌اند یا توفیق حضور در نمایشگاه‌های بزرگ اروپایی مثل نمایشگاه فرانکفورت و… را داشته‌اند می‌‌دانند که هیچ‌کدام از آنها در میزان استقبال مردم، قابل مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران نیست و مردم ما در این زمینه هم خوب به میدان می‌آیند. دلیل این کار هر چه باشد و نتیجه‌اش هر چیز، نباید ما را از فهم فرصت بزرگی که به دست آمده است، غافل کند.

به دور از تبلیغات مثبت برگزارکنندگان و سیاه‌نمایی و نق‌زدن‌های مخالفان، باید انصاف داد که این اتفاق خوب، پدیده‌ای قابل ستایش و قدردانی است که البته می‌توان همه‌ساله با رفع نواقص و افزودن محاسن آن بهترش کرد و سودمندی بیشتری به آن داد، اما مباد که فرصت‌هایی از این دست، نادیده گرفته شود و تلاش هزاران هنرمند، مترجم، نویسنده، شاعر و ناشر کشور در میان بغض و حسادت شخصی و گروهی و رقابت‌های حزبی و سیاسی به هیچ گرفته شود.

نویسنده این سطور درباره کاستی‌ها و قوت‌ها و باید و نبایدهای نمایشگاه کتاب تهران، در سال‌های دور و نزدیک حرف‌هایی زده و پیشنهادهایی داده است و باز هم حرف و حدیث‌هایی دارد، اما رد و قبول یا بی‌توجهی به آن را دلیلی بر سکوت درباره این برکت مکتوب و کفران نعمت آن نمی‌داند و دست همه دست‌اندرکاران و پدید‌آورندگان را می‌فشارد و در برابرشان ادای احترام می‌کند.

شاید در ایام نمایشگاه، در یادداشتی دیگر، نمونه‌هایی از آن کم و کسری‌ها و پیشنهادها را هم طرح کنم و تذکر دوباره و چندباره‌ای باشد به آنهایی که می‌توانند و باید کار و کارنامه‌ای بسامان‌تر داشته باشند.

جواد محقق

نویسنده و شاعر