آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد 

ستاره سرشناس دنیای هالیوود بالاخره درمورد تنهایی و جدایی اش زبان به سخن گشود و درمورد طلاق و مادری که تنهاست حرف های جالبی بر زبان آورد. یک آنجلینا جولی هست که یک مادر مجرد هست و هرج و مرج هرروز شش بچه و ضربه روحی حاصل از جدایی از برد پیت را مدیریت میکند؛ یک آنجلینا جولی دیگر هست که بعد از آخرین فیلم سینمایی اش، فیلم اوریجینالی محصول شبکه نتفلیکس درمورد نسل کشی کامبوج، به لطف ملت کامبوج، از این رو به آن رو شد.

 

حالا جولی در عمارت جدیدش در لس آنجلس، تنش بین این دو آنجلینا و علت این که زندگی اش دیگر هرگز نرمال نخواهد شد را با ما در بین میگذارد.مثل اکثر چیزهایی که شامل آنجلینا جولی میشوند، قدم گذاشتن به منزل او، تجربه ای نادر هست تا جائی که آدم از خود می پرسد آیا این واقعیت دارد

 

یا محصول هماهنگی هایی بسیار دقیق هست. دروازه عظیم ورودی منزل لُس فِلیز، که جولی به تازگی این عمارت اربابی ۱۰۰۰ متری با سبک معماری هنرهای خوشگل را خریده و قبلاً متعلق به فیلمساز افسانه ای سیسیل بی. دمیل بوده، به آرامی باز می‌شود و محیط سرسبز و درختان انبوه محوطه نمایان می‌گردند.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

هیچ کس در محوطه نیست، همۀ جا ساکت هست و فقط صدای آرام فواره ها شنیده میشود که در یک ردیف روی استخر شنا آبفشانی میکنند. چند تا از درب های منزل باز میباشند – مثل یک معما از یک داستان پریان – و از خود می پرسم که باید از کدامیک وارد منزل شوم؟ داخل نیز آرام و هواگیر هست: همه ی پنجره ها باز میباشند و نسیم به داخل می وزد،

 

شمع های کرمی و مبلمان سفید و روشن همۀ جا دیده می‌شوند. بالاخره جولی از سمت دیگر منزل ظاهر می‌شود و با پیراهن گشاد و بلندی به رنگ سفید به سمتم می‌آید. موهایش باز هست و کفشی به پا ندارد. خیلی کم آرایش به چهره دارد و پوستش می درخشد. لبخند ملیحی میزند که نشان از مهربانی و خیرخواهی ابدی او دارد.

 

ولی به محض این که شروع به حرف زدن می‌کند، متوجه می‌شوید که تصورات شما درمورد جولی عمده هم صحیح نیستند. او یک الهه آسمانی نیست. یک نیکوکار توانگر و متعالی هم نیست. وی آن آدمی که فکر می‌کنید وسواس بازرسی داشتن بر دیگران را دارد نیست یا حداقل اینجور نشان نمی‌دهد.

 

به نظرم او یک آدم نرمال، خونگرم، خودمانی و حتی تا حدودی وراج می‌آید. قضیه این عمارت بزرگ ولی خالی را اینجور توضیح می‌دهد که او همراه با شش فرزندش چهار روز پیش به این منزل نقل مکان کرده اند.دلیلش تاریخ کوتاه بلندآوازه یا معماری منحصر بفرد این منزل نبود. وی می‌خواست فوراً منزل ای پیدا کند که دورافتاده باشد و اتاق های زیادی داشته باشد؛

 

این منزل که به قیمت حدوداً ۲۵ میلیون دلار به فروش گذاشته شده بود، شش اتاق خواب و ۱۰ سرویس بهداشتی دارد. پس از درخواست طلاقش از برد پیت در سپتامبر ۲۰۱۶، او و فرزندانش نه ماه در منزل ای اجاره ای زندگی کردند و اساساً چمدان هایشان را باز نکردند.

 

بنابراین در این منزل واقعاً هنوز چمدانش را باز نکرده و خودش هم داخل آن را مفید بلد نیست، تابحال مهمان نداشته و مطمئن نیست که مناسب ترین جای منزل برای نشاندن مهمان و صحبت کردن با او کجاست.با این اوصاف از اتاقی به اتاق دیگر می‌رود – آشپزخانه ای دارد که خودش به تنهایی مناسب یک فیلم سینمایی نانسی مِیِرز هست

 

و کتابخانه زیبای خاکستری اش یک نردبان بلند دارد و محبوب ترین جای منزل از نظر خودش همینجاست – و همه ی جا را نشان می‌دهد، یک پاگرد بزرگ پای یک پلکان مارپیچ هست که یک میز گرد با گلدانی از گل های سفید رویش خودنمایی می‌کند. بالاخره به اتاق نشیمن میرسیم که یکی از دوستان طراح صحنه اش آن را برایش دکوره کرده و دو کاناپه سفید و چند بالش بزرگ در آن دیده میشوند.

 

با کنجکاوی به بالش ها نگاه می‌کند و می‌گوید: «اصلاً نمی دونستم به این بالش ها نیازه. دکوراسیون خونه و کلاً کارهای خونه همه ی وقت کار برد «پیت» بوده.» درست همین لحظه، داستی، سگ رات وایلر بزرگش، از راه می‌رسد و با قطرات آبی که از شنا در استخر از آن می چکد، روی کاناپه می پرد و آن را خاکی می‌کند. جولی آهی می‌کشد و نیمه تلاشی می‌کند تا با دستش خاک ها را بتکاند، بعد منصرف میشود و جای دیگری مینشیند.

 

ظاهراً زندگی در منزل او به همین شکل هست – خاکی، خودمانی و نرمال. بچه ها مودب میباشند ولی نه مودب ظاهری و ساختگی. زاهارای ۱۲ ساله که جولی وی را “صخره محکم” خانواده توصیف میکند، از پله ها پایین می‌آید. جولی بین جمله اش وی را “زاز” صدا میزند. درمورد این که بقیه بچه ها کجا میباشند

 

با او صحبت می‌کند. زاهارا سگ خیس را بغل می‌کند. جولی می‌خندد و درمورد شنای داستی در استخر با او حرف میزند. به آشپزخانه میرویم، جایی که جولی برای خودش یک فنجان چای درست میکند. ویوین ۹ ساله با یکی از دوستانش که شب را در منزل انها خوابیده، وارد میشوند. ویوین یک کوله پشتی جین با سنجاق های تزئینی به دوش دارد و جولی وی را در آغوش می‌کشد.

 

از دخترک می پرسم اسمش “ویو” هست یا “ویوین”. با لبخندی میگوید “هر دو!”. وسایلش را روی کانتر می‌گذارد و بیرون می‌رود تا با دوستش بازی کند. جولی یک پتوی کوچک که تا حد نابودی پاره شده را بر می دارد و با خنده توضیح میدهد: «۳۲ تا پتو داره. خیلی پتو دوست داره و اگه پتوش رو بشوری، خیلی خیلی عصبانی میشه. یه روز بهم گفت: “مامان پتوم یه مزه ای داره.” من هم جواب دادم: “عزیزم، این نشونه اینه که این پتو واقعاً واقعاً باید شسته بشه.”»

 

جولی وسایل ویوین را مرتب میکند و همان لحظه کل فنجان چایش روی کانتر می ریزد. بیرون می‌رویم و شایلو، ۱۱ ساله و ناکس، ۹ ساله، را میبینیم که در حال بازی میباشند. شایلو که دوست دارد مثل پسرها لباس بپوشد، یک کت کاموفلاژ، شورت بلند و کتانی های سیاه سنگین، علیرغم گرمای تابستان، پوشیده هست.

 

ناکس فوری به سمت جولی آمده و می پرسد که کی قرار هست سرسره آبی را راه بیندازند. جولی بغلش می‌کند و می‌گوید: «چطوره اول بگی: “درود مامان”؟» و لحنش درست مثل هر مادر مهربان و از کوره در رفته دیگری در ایالات امریکا هست. تا این لحظه فقط یک تابلوی شخصی – تصویری سیاه و سفید از شش فرزند خانواده که لبخند به لب دارند و حیوانات خانگی مثل سگ و موش و لاک‌پشت به بغل دارند – بالای شومینه دیده می‌شود.

 

جولی و پیت که ۱۲ سال با هم بودند و به نظر میرسید با افتخارترین زوج رشد یافته هالیوودی میباشند، در سپتامبر قبل از هم جدا شدند. به گفته وکیل جولی، او ناگهان برای “سلامتی خانواده” درخواست طلاق داد و اعلام کرد که به دنبال حضانت انحصاری فرزندانش هست که سه تا از انها «مدوکس، پکس و زاهارا» فرزندخوانده

 

و سه تای دیگر «شایلو، ویوین و ناکس» فرزندان بیولوژیکی میباشند. مدتی وضعیت آشفته بود تا این که در سفر با هواپیمای شخصی و دعوای لفظی و فیزیکی پیت با مدوکس، کارد به استخوان جولی رسید. وقتی هواپیما روی زمین نشست، وی با بچه ها به منزل رفت و عملاً پیت را از منزل بیرون کرد. این یک “جدایی مسالمت آمیز و دوستانه” نبود.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

یک ناشناس به مسئولین، اف. بی. آی. و اداره خدمات کودک و خانواده شهرستان لس آنجلس زنگ میزند و تجسس و بازرسی هایی علیه پیت در مورد خشونت او با کودکان آغاز میشود. خیلی زود بی گناهی اش اثبات می‌شود و بعدها در گفت و گو ای با مجله جی کیو استایل «GQ Style» پیت می‌گوید که جای زخم گسیخته شدن ناگهانی خانواده اش از هم در قلبش هنوز تیر میکشد و اعتراف میکند که مشکل جدی مصرف الکل داشته هست.

 

شایعاتی هم شنیده بودیم درمورد این که پیت با ماریون کوتیار ارتباط داشته که هم خودش و هم کوتیار این شایعات را تکذیب کردند. جولی از دید مطبوعات زود قضاوت کرده ولی در مقابل، پیت با گفت و گو ای که با جی کیو استایل کرد و تمام گناهان و تقصیرها را به گردن گرفت، توانست دل ها و فکرها را از آن خود کند. این دو در حال حاضر هنوز در حال مذاکره در مورد شروط طلاق شان میباشند.

 

برای جولی، زندگی بسیار پر مسئولیت تر شده و با وجود بازیگری، کارگردانی، کارهای انسان دوستانه و نیکوکارانه، مراقبت از شش بچه و تدریس حقوق زنان در دانشکده اقتصاد لندن، گویی همۀ چیز بطور تصاعدی برایش بزرگتر و پیچیده تر شده، زیرا حالا همۀ این کارها را به تنهایی انجام میدهد.

 

از طرفی هرج و مرج زندگی روزمره و تنظیم قرار بازی بچه ها با دوستانشان، وقت پزشک، بستن و باز کردن چمدان ها و تنظیم وقت وعده های خوراکی، هست و از طرف دیگر، هرج و مرجی عمیق تر و عاطفی تر هست، وی در این باره میگوید: «این مدت برام سخت‌ترین دوره بوده و تازه داریم یه نفسی میکشیم. این خونه پرشی بزرگ به سمت جلو برای ماست و همه ی مون داریم تلاشمون رو میکنیم تا خانواده مونو درمان کنیم.»

 

واقعیت این هست که این ضربه روحی شخصی با جدید ترین فیلم شخصی اش همزمان شده هست. جولی فیلم تکان دهنده ای در مقیاسی عظیم کارگردانی کرده که اقتباسی از کتاب خاطرات لونگ آنگ «منتشر شده در سال ۲۰۰۰» با عنوان “اول پدرم را کشتند” «First They Killed My Father» درمورد نسل کشی توسط “خِمِرهای سرخ” هست

 

که در آن والدین آنگ و دو تا از خواهران و برادرانش و همین طور حدود دو میلیون کامبوجی دیگر که یک چهارم جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند، کشته میشوند.این فیلم که تماماً در کامبوج و به زبان خمری فیلم برداری شده، فیلم اوریجینالی محصول نتفلیکس هست که بزرگ ترین فیلم تولیدی این کشور هست که از زمان جنگ تابحال ساخته شده

 

و طبق گزارش های کامبوجی هایی که آن را دیده اند، این فیلم یکی از فاش کننده ترین آثار هنری هست که درمورد این فصل از تاریخ این کشور ساخته شده، تاریخی که هنوز هم صحبت کردن درمورد اش برای کامبوجی ها دشوار هست. ولی اگر کامبوجی ها این فیلم را چیزی مثل هدیه میدانند،

 

پس حتماً یک هدیه سپاسگزاری هست. برای جولی، کامبوج جایی هست که خانواده اش را بنا نهاده و جایی هست که روحش را پاکسازی کرده و تبدیل به زنی شده که امروز میبینیم.اگر میتوانید، آنجلینای دهه نود را به یاد بیاورید، دوران بحبوحه دیوانگی “آنجی”. جولی که آن زمان متخصص ایفای کاراکترهای فرار و تاریک بود

 

و به نظر میرسید این کاراکترها در واقع آینه ای از روحیه بیقرار و وحشی او باشند، سه جایزه گلدن گلوب برای نقش هایی که در فیلمهای تلویزیونی بازی کرد برد و یک جایزه اسکار برترین بازیگر زن در نقش مکمل برای بازی در نقش زنی جوان با اختلال شخصیتی در فیلم “دختر از هم گسیخته” «Girl, Interrupted» بدست آورد.

 

وی علناً و بی رو در بایستی در مورد مصرف هروئین و آسیب زدن به خود و عشق و علاقه اش به چاقو صحبت میکرد. او و همسرش، بیلی باب ثورنتون، خون خشک شده یکدیگر را در گردنبندهایشان حمل می‌کردند و در مورد روابط وحشیانه شان پز می دادند. در مراسم اسکار سال ۲۰۰۰، جولی صحبت های تحریک آمیزی درمورد علاقه به برادرش جیمز کرد

 

و صمیمیت شرم آورش با وی را عموم مردم شاهد بودند. قطعاً جولی در سال های نخست زندگی اش، درد و رنج هایی داشته – پدرش، جان وویت «بازیگر»، به مادرش، مارشلین برتراند، خیانت کرد و این دو خیلی زود از هم جدا شدند. ولی این‌ها همۀ دردهای دنیای نخست بودند.

 

تبدیل شدن به “دختر جذاب” اخیر هالیوود باعث شد که جولی نقش اول فیلم سینمایی “لارا کرافت: مهاجم مقبره” «Lara Croft: Tomb Raider» را بدست آورد که بر زمینه بازی ویدئویی محبوبی به همین نام ساخته شد.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

این فیلم که مشابه ای از بیهوده ترین فیلمهای هالیوودی هست، در محلی واقع در کامبوج فیلم برداری شد. در آنجا، جولی که در حباب بیخیالی و زندگی مرفه لس آنجلس و نیویورک بزرگ شده بود، شاهد بود که رنج حقیقی چه شکلی هست: فقر، از دست دادن اندام های بدن در انفجار مین های مخفی در زمین، ناپدید شدن

 

و کشته شدن یک نسل از اقوام و آشنایان. در این جهان جایی برای ناراحتی های شخصی و ادا و اطوارهای خودخواهانه نبود. و علیرغم ناملایمات و مصیبت های عمیقی که این مردم داشتند، جولی میگوید: «من مردمی رو پیدا کردم که خیلی مهربون، خونگرم و زودجوش بودن و بله، خیلی هم پیچیده بودن. وقتی این جا –در کشور خودمون- با خودرو میگردی

 

می تونی آدمای زیادی رو ببینی که خیلی چیزا دارن ولی اغلب خوشحال نیستن، ولی اونجا – در کامبوج – میری میبینی خانواده هایی هستن که زیرانداز و وسایل پیک نیک رو برمی دارن میرن غروب خورشید رو تماشا کنن.جولی ناگهان نسبت به جهان کنجکاو میشود و این قضیه را از کشوری که در آن قرار داشته آغاز می‌کند. روزی در سیم ریپ در کامبوج،

 

از کنار جاده کتابی را به قیمت ۲ دلار میخرد که موضوعش خاطرات آنگ بود. این یکی از فاکتورهایی بود که به جولی الهام بخشید تا هدف والاتری بیابد. در سال ۲۰۰۱، تا جایی که می توانست خود را به دانش بیشتری مجهز نمود و با سازمان ملل تماس گرفت و در نهایت سفیر حسن نیت کمیساریای بینظیر سازمان ملل برای پناهندگان شد.

 

در یکی از نخستین مأموریت هایش برای سازمان ملل، در سال ۲۰۰۲، به کامبوج بازگشت تا با کارکنان ان. جی. او. که به مسائل مربوط به مین های زمینی رسیدگی میکردند، دیدار کند. آنگ، نویسنده آن کتاب الهام بخش، یکی از انها بود که بعد از جنگ به کشور آمریکا نقل مکان کرده بود، ولی سال های بزرگسالی اش را به تلاش برای مشکلات کامبوج گذرانده بود.

 

وی تابحال هیچکدام از فیلمهای جولی را ندیده بود، ولی جولی هم قطعاً شبیه به تصور هیچکس از یک ستاره سینمایی نبود. آنگ درمورد اش گفته بود: «جولی یک انسان خیلی باحاله و اصلاً از این که خاکی یا کثیف بشه ناراحت نمیشه.»آنگ و جولی خیلی زود دوست شدند و نقشه کشیدند تا با هم به بخشی از کامبوج سفر کنند که پر از مین های زمینی بود،

 

جایی که آنگ از زمان جنگ تابحال آنجا نرفته بود. بنابراین دوره ای آغاز شد که اکثر شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی به نظر میرسید، ولی اینجور نبود. آن ها با چند نفر خنثی کننده مین قرار گذاشتند و با موتورهای سبک و فقط یک چراغ قوه و چند تکه دستمال توالت اضافی راهی شدند تا این که بارندگی سنگین موسمی آغاز شد.

 

انها که سر تا پا خیس شده بودند، شب را روی ننوهای معلق گذراندند. جولی قبل از به خواب رفتن دریافت که آن قدر به آنگ اعتماد دارد که از او مطلبی شخصی بپرسد، مطلبی مهم که مدتی بود به آن فکر می‌کرد، یعنی پذیرفتن یک یتیم کامبوجی به فرزندخواندگی.

 

جولی اینجور به یاد می آورد: «بعنوان یه یتیم کامبوجی ازش پرسیدم آیا بهش بر می خوره که کسی مثل من، یعنی یه خارجی، این کارو بکنه، یا این چیز خوبیه» آنگ با تمام قلبش از این قضیه حمایت کرد و بعدها در این باره می‌گفت: «آنجی نسبت به همه ی اطرافیانش رفتاری مادرانه داشت، نه فقط بچه ها، بلکه بزرگترها هم این حسو داشتن. من دلم می‌خواست اون منو به فرزندخواندگی بپذیره.

 

وقتی هشت سالم بود یتیم شدم و به همین دلیل فکر می‌کنم وقتی تو همچین تجربیاتی رو پشت سر میذاری، همۀ وقت} یه بخشی از تو هست که آرزو داره تو زندگیش، والدین کامل و حقیقی داشته باشه.» جولی می‌گوید که اشتیاق آنگ برای ایده فرزندخواندگی او، فاکتوری بوده که تصمیمش را قطعی کرده هست.

 

اگر جواب آنگ متفاوت می بود، جولی میگوید: «ممکن بود تصمیمم عوض بشه. ممکن بود این کارو برام خیلی سخت کنه.» از آن زمان تابحال آنگ در زندگی جولی حضور داشته و حالا یکی از معدود دوستان نزدیک و صمیمی اوست.جولی بی درنگ روال فرزندخواندگی را به جریان انداخت. چند ماه بعد، به بازدید از یک یتیم منزل در شهر باتام‌بنگ رفت و به خود قول داد

 

که فقط به یک یتیم منزل برود و مثل خرید کردن در پاساژ، دور نزند. ولی همان موقع که در اتاق های یتیم منزل گشت می زد و با بچه ها دیدار می‌کرد، حس خوبی نداشت و در این مورد می‌گوید: «با هیچکدومشون حس پیوند داشتن نمیکردم. بعدش گفتن: “یه بچه دیگه هم هست”…» مدوکس کوچولو در جعبه ای که از سقف آویزان بود خوابیده بود. جولی به او نگاه می‌کند و او به جولی می نگرد و بعد «فقط گریه کردم و گریه کردم.»

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

و بدین ترتیب یک پروژه ۱۵ ساله آغاز شد که در آن جولی برند خود را از نو تولید و دنیایش را گسترده تر کرد، خانواده اش، حرفه اش و وجهه اش از این رو به آن رو شدند. وی منزل ای در کامبوج خرید و شهروند کامبوج شد. در سال ۲۰۰۳، وی چیزی را تأسیس کرد که بعدها بنیاد مدوکس جولی-پیت نام گرفت

 

و این بنیاد متمرکز بر محافظت از محیط زیست کامبوج، سلامت، تحصیل و زیرساخت های آن بود. وی کارهایش برای سازمان ملل را اکثر کرد و به چندین و چند مأموریت حقیقت یابی رفت، به خطرناک ترین و حساس ترین نقاط جهان نظیر سیه‌را لئون، افغانستان، عراق، بوسنی و هائیتی سفر کرد

 

و تا به امروز بیش از ۶۰ مأموریت را به انجام رساند. جولی از ثورنتون «همسرش در آن زمان» که علاقه تازه یافته وی را درک نمی‌کرد، جدا شد و فرزند دومش را از کشور اتیوپی به فرزندی پذیرفت و نامش را زاهارا گذاشت.در سال ۲۰۰۴ بود که با پیت و سر صحنه فیلم برداری فیلم سینمایی “آقا و خانم اسمیت” «Mr. Mrs. Smith» آشنا شد،

 

یعنی زمانی که پیت هنوز همسر جنیفر آنیستون بود. برای جولی، آشنا شدن با پیت که پسر طلایی خوش چهره و خودمانی هالیوودی بود، وی را به سطح جدیدی از شهرت رساند. با آنکه او همچنان روی این حرف مانده هست که ارتباط آن ها تا زمان جدایی پیت و آنیستون رمانتیک نبوده هست، این زوج وقت تلف نکردند

 

و عشق شان را روی صفحات مجله دبلیو نیز به نمایش گذاشتند و خاله بازی آن ها با پنج بچه قلابی، ۳۲ صفحه از این مجله را به خود اختصاص داد.آنیستون در این میان کاملاً ویران شد. ولی برای پیت، دوستی با جولی به این معنا بود که باید همۀ چیز را آنطور که جولی می‌خواست پیش می بُرد، حداقل اوایل اینجور بود.

 

این ارتباط شروع زندگی نیکوکارانه برد پیت –در آفریقا، هائیتی و نیو اورلئانز- نیز شد و او رسماً مدوکس و زاهارا را به فرزندی پذیرفت. وی جولی را متقاعد کرد تا فرزندان بیولوژیکی نیز داشته باشند. در سال ۲۰۰۶ بود که شایلو در نامیبیا به جهان آمد و دوقلوهایشان، ویوین و ناکس، در سال ۲۰۰۸ متولد شدند.

 

در این بین، آن ها پکس را از ویتنام به فرزندی قبول کردند. آن ها منزل های بیشتری در فرانسه، اسپانیا، نیویورک و نیو اورلئانز خریدند. در حالی که پیت، بعنوان بازیگر و تهیه کننده، یک فیلم معتبر و باپرستیژ را بعد از دیگری «”مهتاب”، “درخت زندگی”، “مانی‌بال”، “۱۲ سال بردگی”» کار میکرد،

 

جولی شانسش را با کارگردانی امتحان کرد و فیلم “در سرزمین خون و عسل” «In a Land of Blood and Honey» را درمورد بوسنی کار کرد، پروژه ای که ملهم از برخی کارهایی بود که برای سازمان ملل در بوسنی انجام داده بود.این دو با هم شکست ناپذیر و توقف ناپذیر به نظر می رسیدند و دو تا از زنده ترین و خلاق ترین شهروندان روی کره زمین به نظر می آمدند.

 

چیزی نبود که انها از پسش برنیایند. این دو با خانواده هشت نفره شان مثل کولی ها به دور جهان می گشتند و کارهای نیکوکارانه و هنری انجام می دادند و هر جا که بودند منزل شان را می ساختند. در سال ۲۰۱۴ و اکثر به این علت که بچه هایشان خواسته بودند، با هم ازدواج کردند.

 

آن ها امکانش را داشتند که هر جا می رفتند مربی و معلم برای بچه هایشان ببرند. ولی نظر جولی درمورد تحصیل به معنای غرق شدن در جهان حقیقی بود، یعنی درک این که نقش کوچک آن ها در دنیای بزرگ چیست. برای مدتی همۀ این‌ها به زیبایی پیش رفت.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی و جدایی،آنجلینا جولی و فرزندانش،آنجلینا جولی و زندگی جدیدش،آنجلینا جولی بازیگر هالیوودی